تبليغاتX
با هم ودست در دست هم به سمت موفقیت+my7d

با هم ودست در دست هم به سمت موفقیت+my7d

اگر می خواهید کاری را انجام دهیدکه تا بحال انجام نداداید باید تبدیل به انسانی شویی که تا بحال نبودای

شرکت نگین شرق روشن

 

 برگرفته از یک وبلاگhttp://m7dmax.blogfa.com/

سلام دوستان، از طرف خودم و همه دوستان این موفقیت بزرگ و چشمگیر را تبریک میگویم.

 

بالاخره چیزی که خیلی ها منتظرش بودند بدست آمد:

 

 

زنده باد مای سون دیاموندز          نمایندگی رسمی My7Diamonds در ایران ثبت شد. زنده باد .

 

 

اعلامیه:

 

«شرکت نگین روشن شرق به عنوان نماینده رسمی و انحصاری مگاهولدینگز و به منظور تجارت الکترونیک تاسیس شده است که به صورت اختصاصی برای خدمات رسانی به مشتریان My7Diamonds در زمینه واردات کالا به صورت قانونی و تحویل به موقع آن به مشتریان ایرانی فعالیت می نماید

این تسهیلات در راستای مشتری مداری و ارایه بهترین خدمات به مشتریان ایرانی و تحویل و توزیع به موقع و مطمئن کالا قرار داده شده است»

 

شما حالا میتوانید به کسانی که وارد نشده اند لبخند بزنید... یا هر کار دیگری... خودتان میدانید...

 

باز هم تبریکات صمیمانه من را بپذیرید.

 

این موفقیت جدید به کام همه شما صبوران ...............!

 

فراموش نکنید صبر میوه ایست تلخ، که با گذشت زمان شیرین میشود.

  زنده باد مای سون دیا موندززنده باد مای سون دیا موندززنده باد مای سون دیا موندز     

می توانیم اگر بخواهیم

ما هستیم و خواهیم بود

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/28ساعت 15:27  توسط یه همکار ودوست  | 

مطالبی در مورد هدف

آینده! هدف! بینش این است! بینش آن است! سمینار بینش سازان! و...
همانطور که همه شما بهتر از من میدونید، هر کسی بنیان و زیر بنای سازمان خودش هست و سنگ بنای این بنیان، یعنی سنگ بنای هر کس، اهداف او میباشد. به همین دلیل در ابتدای شروع این تجارت توسط هر کسی، روی اهداف او خیلی تمرکز میشود وگاهی وقت زیادی صرف میشود تا افراد هدفمند شوند!!! البته گاهی دیگه بعضی از بالاسریها اینقدر شورشو در میارن که من یک بار مجبور شدم بگم بابا اهدافو ول کن برو پرزنت بزار!!!
خوشبختانه قسمتی از Trainingها که درباره علت نیاز به هدف مندی و روش هدف گزاری بوده، به خوبی در مجموعه منتقل شده، بنابراین از این بخش میگذریم.
اما چیزی که میخوام بگم، نا گفته های بخش هدف است. من مطالب را در غالب مثال مینویسم و شما، این مثال ها رو با این تجارت تطبیق بدین.

توقف مطلقا ممنوع
هنگامی که از منزل خود به سمت مقصد مشخصی حرکت میکنید، تا قبل از رسیدن به اتوبان، چند دقیقه ای را در کوچه و خیابانها می گذرانید و میتوانید برای خرید یا موارد دیگر توقف کوتاهی داشته باشید و فرصت دارید مسیر اصلی خود را انتخاب کنید. اما از زمانی که وارد اتوبان میشوید، دیگر فرصت و مکانی برای توقف وجود ندارد و چاره ای جز با سرعت پیش رفتن ندارید. در این تجارت هم بعد از شروع به کار، مکانی برای توقف وجود ندارد.

اما گاهی برای اصلاح مسیر، باید مسافت زیادی را طی کنید تا به یک دور برگردان برسید یا اینکه پلی به کمک شما بیاید و بتوانید مسیر خود را عوض کنید. آیا شده به دلیل حواس پرتی یک خروجی را رد کنید، و به دلیل سرعت زیاد نتوانید مسیر جدید را به موقع انتخاب کنید و خروجی های دیگر را هم از دست بدهید؟ گاهی افراد برای پیروزی در مسابقه هدف، عجولانه و بدون صرف وقت کافی برای تعیین مسیر، وارد اتوبان میشوند تا با سرعت حرکت کنند. گاهی میگن دنبال ماشین های جلویی میریم، گاهی هم کتاب نقشه شهر رو باز میکنیم و بزرگترین مقصدی رو که میشه رو نقشه دید رو انتخاب میکنیم و میگیم خودشه و گازشو میگیریم. مثلا میگیم من یک فراری میخوام و یک ویلا در جزایر اسپانیا! این میشه هدف زندگی من! راستی آیا همانجایی هستید که روز اول برای آن برنامه ریزی کردید؟ مخصوصا حضرات دارای تعادل بالا

مسیر یک طرفه
هنگامی که در اتوبان حرکت میکنید، فرصت دنده عقب رفتن یا به چپ و راست پیچیدن ندارید، اتوبان 1 راه بیشتر ندارد، مستقیم. اگر به ترافیک یا تصادف برخورد کنید، میتوانید از رفتن به طرف مقصد منصرف شوید و برگردید، در این صورت وقت و انرژی خود را در ترافیک از دست نداده اید اما در عوض به مقصد هم نرسیده اید. تنها راه برای رسیدن به هدف، حرکت به سمت آن است.

وقتی نقطه شروع و پایان یکی باشد، احساس پوچی آغاز میشود و ... . گاهی هم افراد در اتوبان ها گیر می افتند یعنی چنان محو لذت رانندگی میشوند که با سرعت از کنار هدف خود میگذرند و هدف خود را فراموش میکنند. آیا شده یک روز کامل را رانندگی کنید بدون اینکه کاری انجام دید و شب دوباره به خانه برگردین؟

احتیاط
گاهی چه در اتوبان و چه در خیابانها، باید کمی احتیاط کرد، مثل این علامت که میگه به طرف مقابل راه بده. قوانین رانندگی برای امنیت ما وضع شدند، مثلا اگر در خیابانی در لاین مخالف حرکت کنید یا چراغ قرمز را رد کنید، به جای رسیدن به مقصد، راهی بیمارستان میشوید. شاید گاهی قوانین کمی خشک یا بیرحمانه باشند، آیا تا به حال پشت چراغ قرمز طولانی گیر کرده اید که درآن چهار راه ماشینی تردد نکند؟ در این لحظه دو انتخاب دارید، یکی اینکه چراغ قرمز را رد کنید و دیگری اینکه منتظر بمانید

اگر به قوانین احترام نگذاریم و چراغ قرمز را رد کنیم، چه کردیم؟ زودتر به مقصد رسیدیم؟ عجب نتیجه خوبی! اما فراموش نکنید، پدری که هر شب بعد از خوش گذرانی به خانه رود، در واقع به پسر خود یاد میدهد که وقتی مرد شد باید در مقابل همسر و فرزندش چگونه عمل کند! فراموش نکنید که به فرزندان خود یاد میدهید که قوانین به راحتی قابل نقض شدن هستند و فرزندان شما حق دارند برای منافع شخصی خودشان قوانین را نقض کنند. شاید برای شما بین رد کردن چراغ قرمز، رانندگی با حد اکثر سرعت و یا رانندگی در لاین مخالف تفاوت زیادی وجود داشته باشد، اما برای فرزندانتان خیلی تفاوتی نخواهد داشت، هر سه به مفهوم زودتر رسیدن هستند و اونها یاد گرفتند به هر روشی زودتر برسند چون ما به اونا یاد دادیم. یادمون نره ادعا داریم موج سومی هستیم.

روابط مالی ناسالم ممنوع
به نظر میرسه همه میدون که نباید با مجموعشون، چه بالاسری و چه زیر مجموعه ها رابطه مالی برقرار کرد، پول قرض نداد و نگرفت اما چند نکته رو اضافه کنیم.

نزول به هر شیوه و روشی ممنوع، نزول کردن/دادن پول، کاملا و به شدت اشتباه است. شخصا آدمهای زیادی رو دیدم که به عنوان نزول خور تباه شدند و یا نزول خورها، زندگیشونو ازشون گرفتند.
در این زمینه مطالب خجالت آوری میشنوم. مثلا با کسی که زیر مجموعش برای خرید پول نزول کرده بود برخورد کردم و ازش توضیح خواستم، در جواب گفت من تشویقش نکردم، فقط گفتم راستی فلانی برای وارد شدن پول نزول کرده! و بعد زیرمجموعه من رفت پول نزول کرد و خرید کرد پس من بی تقصیرم! خدا رو شکر اغلب بچه ها به حلال و حرام اعتقاد دارند، آیا کسی هست که دلش بخواد در این تجارت پول دربیاره و بعد پولشو خرج درمان و بیمارستان خودش و خانوادش بکنه؟ همه میدونیم مهم نیست ما چی میگیم و یا چی نمیگیم، مهم اینه که تو دلمون چی میگذره! آیا ممکنه من به کسی که میخواد خرید کنه بگم راستی فلانی رفته پول نزول کرده البته کار خوبی نکرده ولی در عوض همین هفته 6 UV ورودی گرفته، دلم پاک باشه و نخوام طرف را برای نزول کردن، زیرکانه و بدون پذیرش هیچ مسئولیتی قلقلک بدم؟ البته بعضی ها به جای پول نزول کردن، یک مبایل رو چکی میخرند و نقد میفروشند، سئوال مهم اینجا اینه که قصد این کار چی بوده؟ آیا موبایل برای احتیاج خریداری و بعد به هر دلیلی فروخته شده یا قصد تهیه پول برای ورودی بوده؟ خودمونو که نباید گول بزنیم.
یادمون نره داریم به فرزندانمون چی یاد میدیم، هر وقت پول خواستی برو با بهره نزول کن! امید وارم کسی پیدا نشه که بگه ما هر کاری که بکنیم جلو بچه هامون نمیکنیم که یاد بگیرن، همیشه اثر تفکر و تاثیر عملکرد انسان به جا میمونه و منتقل میشه، چه بچه ها ببینن و چه نبینند.


دورغ گفتن ممنوع
بعضی ها به جای راست گفتن، چپ میگن! یادمون باشه اولین اصل این تجارت، صداقت است. اون موقع که ما کار میکردیم با بهترین دوستامون کار میکردیم و آیا کسی راضی میشه برای پول درآوردن به بهترین دوستاش دروغ بگه؟ دورغ های زیادی رو شنیدم. مطالب راجع به شرایط کار شنیدم که شاخ در آوردم، پیگیر که شدم فهمیدم از طرف بالاسریها است. ما حق نداریم حقیقت رو به عنوان رازهای بین لیدرها پنهان کنیم! افراد حق دارند که شرایط واقعی را بدانند و بتوانند با چشم باز تصمیم گیری کنند.
باب شده برای ورودی گرفتن، تعادل های سال دیگشونو میگن. مثلا یکی تعادلش 750 است میکه من تعادلم 2000 است و الآن 3 ماهه رو سقفم! یا من تو مجموعم افراد رو یک هفته ای یا یک ماهه به سقف میرسونم. بعد تازه به زیر مجموعه هاشون هم یاد میدن که این کارو بکنند! نتیجه این میشه که هر کسی برای یک ورودی گرفتن حاضر است هر دروغی بگه، مثلا ما تنها دست اصولی ایرانیم، ما بهترین دست ایرانیم، دست قوی فقط و فقط خودمونیم، بقیه همه اشتباه کار میکنند و 1000 تا از این حرفا. دور از جون ما همه عضو یک بدن به اسم نتورک هستیم. شنیدم که میگفتند فلانی اینقدر تعادلش بالا بوده که پاتمن کنفرانس رو ول کرده بود، دنبال اون میگشت! پیشنهاد میکنم اگر کسی از تعادل خودش یا بالاسریش تعریف کرد، تا خودتون Genealogy اون شخص رو ندیدین باور نکنید. البته جنبه ها و روشهای دیگه ای هم هست، مثلا تا کسی 500$ پورسانت میگیره و میتونه پول پیش پرداخت خرید یک ماشین رو بده، سریع میره ماشین میخره و به همه میگه من 3 هفته ای با پولی که در آوردم ماشین خریدم! و اینطوری ورودی میگیره. خدا نکنه یکی از این افراد Fail شوند چون دیگه نه راه پس دارند نه راه پیش.
آیا میتونید توقع داشته باشید که بعدها ار فرزندانتون حرف راست بشنوید؟


هدف های احمقانه ممنوع
در CDهای آموزشی یاد گرفتیم که هدف چقدر مهم است اما اغلب ما روش تعیین هدف درست رو فراموش کردیم. جو میگه هدف درست هدفیه که از Knowledge و Wisdom یعنی خرد و فرزانگی بدست بیاد. متاسفانه دیدم که تازگیها، این بخش حذف شده و هدفها از روی خرد و فرزانگی ساخته نمیشه و فقط از روی غریضه ها و کمبودها ساخته میشه که نتایج وحشت ناکی داره.
کسانی وجود دارند که 10،000$ در آوردند اما 30،000$ بده کار هستند! آیا میدونید چرا؟ کسانی هستند که از دست بستگان خود شکایت کردند و حتی حاظر هستند برای به زندان انداختن بستگانشان، خودشان هم به زندان بروند. آیا میدانید چرا؟ کسانی که با قصد و نیت درست هدف گذاری نکرده باشند، برای رسیدن به هدفشون حاضرند از هر وسیله ای - مثل دروغ گقتن - استفاده کنند یا کارهای بدتری بکنند، ما به عنوان بالاسریها، چقدر مقصر هستیم؟ آیا هدف گذاری ابزاری است برای کمک به انسانها که در مسیر درست حرکت کنند، یا ابزاری شده برای ما تا بتونیم حسابی زیرمجموعه هامونو تحریک کنیم و چنان احساساتشو انگولک کنیم و به جوش بیاریم که مثل یک موجود روانی وارد جامعه بشوند و به جون بقیه آدمها بیفتند؟ جلسات ما همیشه با عشق و شور و هیجان شروع میشد و به پایان میرسید اما الآن بعضی ها در جلسات تحقیر میشوند و گاهی خون گریه میکنند!.

به این دلیل روی فرزندان تاکید کردم، زیرا فراموش نکنید این یک تجارت Nurturing یا پرورشی است و ما کشاورزیم نه فروشنده. یک کشاورز به مزرعه و گندم های خود، مانند فرزندانش نگاه میکند. اگر این متن رو قسمت به قسمت، از آخر به اول بخونید متوجه میشید که همه قسمت ها مربوط به بخش هدف و نحوه رسیدن به هدف میشود. انسان حق ندارد برای رسیدن به هدفش دیگران را قربانی کند و به هر قیمتی هدفش رو بدست بیاورد. اگر مقصد و هدفمون سالم و پاک باشه از ابزار نا سالم و نادرست استفاده نمیکنیم.
انسانها در مسیر زندگیشون، در سر دو راهی ها، یک مسیر رو انتخاب میکنند و به حرکت ادامه میدهند و به ندرت پیش میاد که پشت سرشون رو نگاه کنند و دوباره بخوان برگردند و مسیر دیگری رو انتخاب کنند. ادعای ما اینه که نتورک بهترین تجارت دنیا است، و همه را وادار میکیم که بر گردند و دوباره برای زندگیشون تصمیم بگیرند، شاید خودمون هم باید به عقب بر گردیم و روش کاریمون رو اصلاح کنیم. با روش فعلی پول خوب در میاد، اما به چه قیمتی؟ چه بهایی می پردازیم تا به چه هدفهایی برسیم؟
وقتی سنگ بنا درست نباشه، یکنفر برای یک 250$ اضافی، دوستشو در سمت چپش میزاره و برادر دوستشو سمت راستش و برای همیشه در یک خانواده اختلاف ایجاد میکنه. یا یک نفر برای اینکه سقف درآمدش بالابره، اسم خودشو به عنوان معرف زیرمجموعه زیرمجموعه هاش وارد میکنه و باعث میشه زیر مجموعش Active نشه و بعد میگه این قانون این کاره! یا کسایی که به سقف میرسند چون ما بهشون یاد دادیم که به نتورک فقط به صورت ابزاری برای پول درآوردن تگاه کنند، به راحتی وارد نتورک های دیگه میشوند تا چند تا جایگاه هم در اون نتورکها به سود برسونند و بیشتر پول در بیارند و میافتند به جون بچه های مجموعه خودشونو و دوستاشون و ...

منتظر نظرهای شما هستم
+ نوشته شده در  شنبه 1385/07/01ساعت 11:27  توسط یه همکار ودوست  | 

مطالبی در مورد هدف

آینده! هدف! بینش این است! بینش آن است! سمینار بینش سازان! و...
همانطور که همه شما بهتر از من میدونید، هر کسی بنیان و زیر بنای سازمان خودش هست و سنگ بنای این بنیان، یعنی سنگ بنای هر کس، اهداف او میباشد. به همین دلیل در ابتدای شروع این تجارت توسط هر کسی، روی اهداف او خیلی تمرکز میشود وگاهی وقت زیادی صرف میشود تا افراد هدفمند شوند!!! البته گاهی دیگه بعضی از بالاسریها اینقدر شورشو در میارن که من یک بار مجبور شدم بگم بابا اهدافو ول کن برو پرزنت بزار!!!
خوشبختانه قسمتی از Trainingها که درباره علت نیاز به هدف مندی و روش هدف گزاری بوده، به خوبی در مجموعه منتقل شده، بنابراین از این بخش میگذریم.
اما چیزی که میخوام بگم، نا گفته های بخش هدف است. من مطالب را در غالب مثال مینویسم و شما، این مثال ها رو با این تجارت تطبیق بدین.

توقف مطلقا ممنوع
هنگامی که از منزل خود به سمت مقصد مشخصی حرکت میکنید، تا قبل از رسیدن به اتوبان، چند دقیقه ای را در کوچه و خیابانها می گذرانید و میتوانید برای خرید یا موارد دیگر توقف کوتاهی داشته باشید و فرصت دارید مسیر اصلی خود را انتخاب کنید. اما از زمانی که وارد اتوبان میشوید، دیگر فرصت و مکانی برای توقف وجود ندارد و چاره ای جز با سرعت پیش رفتن ندارید. در این تجارت هم بعد از شروع به کار، مکانی برای توقف وجود ندارد.

اما گاهی برای اصلاح مسیر، باید مسافت زیادی را طی کنید تا به یک دور برگردان برسید یا اینکه پلی به کمک شما بیاید و بتوانید مسیر خود را عوض کنید. آیا شده به دلیل حواس پرتی یک خروجی را رد کنید، و به دلیل سرعت زیاد نتوانید مسیر جدید را به موقع انتخاب کنید و خروجی های دیگر را هم از دست بدهید؟ گاهی افراد برای پیروزی در مسابقه هدف، عجولانه و بدون صرف وقت کافی برای تعیین مسیر، وارد اتوبان میشوند تا با سرعت حرکت کنند. گاهی میگن دنبال ماشین های جلویی میریم، گاهی هم کتاب نقشه شهر رو باز میکنیم و بزرگترین مقصدی رو که میشه رو نقشه دید رو انتخاب میکنیم و میگیم خودشه و گازشو میگیریم. مثلا میگیم من یک فراری میخوام و یک ویلا در جزایر اسپانیا! این میشه هدف زندگی من! راستی آیا همانجایی هستید که روز اول برای آن برنامه ریزی کردید؟ مخصوصا حضرات دارای تعادل بالا

مسیر یک طرفه
هنگامی که در اتوبان حرکت میکنید، فرصت دنده عقب رفتن یا به چپ و راست پیچیدن ندارید، اتوبان 1 راه بیشتر ندارد، مستقیم. اگر به ترافیک یا تصادف برخورد کنید، میتوانید از رفتن به طرف مقصد منصرف شوید و برگردید، در این صورت وقت و انرژی خود را در ترافیک از دست نداده اید اما در عوض به مقصد هم نرسیده اید. تنها راه برای رسیدن به هدف، حرکت به سمت آن است.

وقتی نقطه شروع و پایان یکی باشد، احساس پوچی آغاز میشود و ... . گاهی هم افراد در اتوبان ها گیر می افتند یعنی چنان محو لذت رانندگی میشوند که با سرعت از کنار هدف خود میگذرند و هدف خود را فراموش میکنند. آیا شده یک روز کامل را رانندگی کنید بدون اینکه کاری انجام دید و شب دوباره به خانه برگردین؟

احتیاط
گاهی چه در اتوبان و چه در خیابانها، باید کمی احتیاط کرد، مثل این علامت که میگه به طرف مقابل راه بده. قوانین رانندگی برای امنیت ما وضع شدند، مثلا اگر در خیابانی در لاین مخالف حرکت کنید یا چراغ قرمز را رد کنید، به جای رسیدن به مقصد، راهی بیمارستان میشوید. شاید گاهی قوانین کمی خشک یا بیرحمانه باشند، آیا تا به حال پشت چراغ قرمز طولانی گیر کرده اید که درآن چهار راه ماشینی تردد نکند؟ در این لحظه دو انتخاب دارید، یکی اینکه چراغ قرمز را رد کنید و دیگری اینکه منتظر بمانید

اگر به قوانین احترام نگذاریم و چراغ قرمز را رد کنیم، چه کردیم؟ زودتر به مقصد رسیدیم؟ عجب نتیجه خوبی! اما فراموش نکنید، پدری که هر شب بعد از خوش گذرانی به خانه رود، در واقع به پسر خود یاد میدهد که وقتی مرد شد باید در مقابل همسر و فرزندش چگونه عمل کند! فراموش نکنید که به فرزندان خود یاد میدهید که قوانین به راحتی قابل نقض شدن هستند و فرزندان شما حق دارند برای منافع شخصی خودشان قوانین را نقض کنند. شاید برای شما بین رد کردن چراغ قرمز، رانندگی با حد اکثر سرعت و یا رانندگی در لاین مخالف تفاوت زیادی وجود داشته باشد، اما برای فرزندانتان خیلی تفاوتی نخواهد داشت، هر سه به مفهوم زودتر رسیدن هستند و اونها یاد گرفتند به هر روشی زودتر برسند چون ما به اونا یاد دادیم. یادمون نره ادعا داریم موج سومی هستیم.

روابط مالی ناسالم ممنوع
به نظر میرسه همه میدون که نباید با مجموعشون، چه بالاسری و چه زیر مجموعه ها رابطه مالی برقرار کرد، پول قرض نداد و نگرفت اما چند نکته رو اضافه کنیم.

نزول به هر شیوه و روشی ممنوع، نزول کردن/دادن پول، کاملا و به شدت اشتباه است. شخصا آدمهای زیادی رو دیدم که به عنوان نزول خور تباه شدند و یا نزول خورها، زندگیشونو ازشون گرفتند.
در این زمینه مطالب خجالت آوری میشنوم. مثلا با کسی که زیر مجموعش برای خرید پول نزول کرده بود برخورد کردم و ازش توضیح خواستم، در جواب گفت من تشویقش نکردم، فقط گفتم راستی فلانی برای وارد شدن پول نزول کرده! و بعد زیرمجموعه من رفت پول نزول کرد و خرید کرد پس من بی تقصیرم! خدا رو شکر اغلب بچه ها به حلال و حرام اعتقاد دارند، آیا کسی هست که دلش بخواد در این تجارت پول دربیاره و بعد پولشو خرج درمان و بیمارستان خودش و خانوادش بکنه؟ همه میدونیم مهم نیست ما چی میگیم و یا چی نمیگیم، مهم اینه که تو دلمون چی میگذره! آیا ممکنه من به کسی که میخواد خرید کنه بگم راستی فلانی رفته پول نزول کرده البته کار خوبی نکرده ولی در عوض همین هفته 6 UV ورودی گرفته، دلم پاک باشه و نخوام طرف را برای نزول کردن، زیرکانه و بدون پذیرش هیچ مسئولیتی قلقلک بدم؟ البته بعضی ها به جای پول نزول کردن، یک مبایل رو چکی میخرند و نقد میفروشند، سئوال مهم اینجا اینه که قصد این کار چی بوده؟ آیا موبایل برای احتیاج خریداری و بعد به هر دلیلی فروخته شده یا قصد تهیه پول برای ورودی بوده؟ خودمونو که نباید گول بزنیم.
یادمون نره داریم به فرزندانمون چی یاد میدیم، هر وقت پول خواستی برو با بهره نزول کن! امید وارم کسی پیدا نشه که بگه ما هر کاری که بکنیم جلو بچه هامون نمیکنیم که یاد بگیرن، همیشه اثر تفکر و تاثیر عملکرد انسان به جا میمونه و منتقل میشه، چه بچه ها ببینن و چه نبینند.


دورغ گفتن ممنوع
بعضی ها به جای راست گفتن، چپ میگن! یادمون باشه اولین اصل این تجارت، صداقت است. اون موقع که ما کار میکردیم با بهترین دوستامون کار میکردیم و آیا کسی راضی میشه برای پول درآوردن به بهترین دوستاش دروغ بگه؟ دورغ های زیادی رو شنیدم. مطالب راجع به شرایط کار شنیدم که شاخ در آوردم، پیگیر که شدم فهمیدم از طرف بالاسریها است. ما حق نداریم حقیقت رو به عنوان رازهای بین لیدرها پنهان کنیم! افراد حق دارند که شرایط واقعی را بدانند و بتوانند با چشم باز تصمیم گیری کنند.
باب شده برای ورودی گرفتن، تعادل های سال دیگشونو میگن. مثلا یکی تعادلش 750 است میکه من تعادلم 2000 است و الآن 3 ماهه رو سقفم! یا من تو مجموعم افراد رو یک هفته ای یا یک ماهه به سقف میرسونم. بعد تازه به زیر مجموعه هاشون هم یاد میدن که این کارو بکنند! نتیجه این میشه که هر کسی برای یک ورودی گرفتن حاضر است هر دروغی بگه، مثلا ما تنها دست اصولی ایرانیم، ما بهترین دست ایرانیم، دست قوی فقط و فقط خودمونیم، بقیه همه اشتباه کار میکنند و 1000 تا از این حرفا. دور از جون ما همه عضو یک بدن به اسم نتورک هستیم. شنیدم که میگفتند فلانی اینقدر تعادلش بالا بوده که پاتمن کنفرانس رو ول کرده بود، دنبال اون میگشت! پیشنهاد میکنم اگر کسی از تعادل خودش یا بالاسریش تعریف کرد، تا خودتون Genealogy اون شخص رو ندیدین باور نکنید. البته جنبه ها و روشهای دیگه ای هم هست، مثلا تا کسی 500$ پورسانت میگیره و میتونه پول پیش پرداخت خرید یک ماشین رو بده، سریع میره ماشین میخره و به همه میگه من 3 هفته ای با پولی که در آوردم ماشین خریدم! و اینطوری ورودی میگیره. خدا نکنه یکی از این افراد Fail شوند چون دیگه نه راه پس دارند نه راه پیش.
آیا میتونید توقع داشته باشید که بعدها ار فرزندانتون حرف راست بشنوید؟


هدف های احمقانه ممنوع
در CDهای آموزشی یاد گرفتیم که هدف چقدر مهم است اما اغلب ما روش تعیین هدف درست رو فراموش کردیم. جو میگه هدف درست هدفیه که از Knowledge و Wisdom یعنی خرد و فرزانگی بدست بیاد. متاسفانه دیدم که تازگیها، این بخش حذف شده و هدفها از روی خرد و فرزانگی ساخته نمیشه و فقط از روی غریضه ها و کمبودها ساخته میشه که نتایج وحشت ناکی داره.
کسانی وجود دارند که 10،000$ در آوردند اما 30،000$ بده کار هستند! آیا میدونید چرا؟ کسانی هستند که از دست بستگان خود شکایت کردند و حتی حاظر هستند برای به زندان انداختن بستگانشان، خودشان هم به زندان بروند. آیا میدانید چرا؟ کسانی که با قصد و نیت درست هدف گذاری نکرده باشند، برای رسیدن به هدفشون حاضرند از هر وسیله ای - مثل دروغ گقتن - استفاده کنند یا کارهای بدتری بکنند، ما به عنوان بالاسریها، چقدر مقصر هستیم؟ آیا هدف گذاری ابزاری است برای کمک به انسانها که در مسیر درست حرکت کنند، یا ابزاری شده برای ما تا بتونیم حسابی زیرمجموعه هامونو تحریک کنیم و چنان احساساتشو انگولک کنیم و به جوش بیاریم که مثل یک موجود روانی وارد جامعه بشوند و به جون بقیه آدمها بیفتند؟ جلسات ما همیشه با عشق و شور و هیجان شروع میشد و به پایان میرسید اما الآن بعضی ها در جلسات تحقیر میشوند و گاهی خون گریه میکنند!.

به این دلیل روی فرزندان تاکید کردم، زیرا فراموش نکنید این یک تجارت Nurturing یا پرورشی است و ما کشاورزیم نه فروشنده. یک کشاورز به مزرعه و گندم های خود، مانند فرزندانش نگاه میکند. اگر این متن رو قسمت به قسمت، از آخر به اول بخونید متوجه میشید که همه قسمت ها مربوط به بخش هدف و نحوه رسیدن به هدف میشود. انسان حق ندارد برای رسیدن به هدفش دیگران را قربانی کند و به هر قیمتی هدفش رو بدست بیاورد. اگر مقصد و هدفمون سالم و پاک باشه از ابزار نا سالم و نادرست استفاده نمیکنیم.
انسانها در مسیر زندگیشون، در سر دو راهی ها، یک مسیر رو انتخاب میکنند و به حرکت ادامه میدهند و به ندرت پیش میاد که پشت سرشون رو نگاه کنند و دوباره بخوان برگردند و مسیر دیگری رو انتخاب کنند. ادعای ما اینه که نتورک بهترین تجارت دنیا است، و همه را وادار میکیم که بر گردند و دوباره برای زندگیشون تصمیم بگیرند، شاید خودمون هم باید به عقب بر گردیم و روش کاریمون رو اصلاح کنیم. با روش فعلی پول خوب در میاد، اما به چه قیمتی؟ چه بهایی می پردازیم تا به چه هدفهایی برسیم؟
وقتی سنگ بنا درست نباشه، یکنفر برای یک 250$ اضافی، دوستشو در سمت چپش میزاره و برادر دوستشو سمت راستش و برای همیشه در یک خانواده اختلاف ایجاد میکنه. یا یک نفر برای اینکه سقف درآمدش بالابره، اسم خودشو به عنوان معرف زیرمجموعه زیرمجموعه هاش وارد میکنه و باعث میشه زیر مجموعش Active نشه و بعد میگه این قانون این کاره! یا کسایی که به سقف میرسند چون ما بهشون یاد دادیم که به نتورک فقط به صورت ابزاری برای پول درآوردن تگاه کنند، به راحتی وارد نتورک های دیگه میشوند تا چند تا جایگاه هم در اون نتورکها به سود برسونند و بیشتر پول در بیارند و میافتند به جون بچه های مجموعه خودشونو و دوستاشون و ...

منتظر نظرهای شما هستم
+ نوشته شده در  شنبه 1385/07/01ساعت 11:26  توسط یه همکار ودوست  | 

مهم

my7diamonds در قزوین

اگر مي خواهيد ديگران را رهبري کنيد و به مقصدي اعلي برسانيد مربي و مرشدي پيدا کنيد.
اشخاص موفق از عمل باز نمي ايستند، اشتباه مي کنند اما دست نمي کشند.
مشکلات مانع ما نيستند بلکه معلم ما هستند.
در راه رسيدن به موفقيت مشکلات را پله ي صعود خود کنيد.
بدان که مي تواني آنگونه باشي که مي خواهي و آنگونه که سزاوار هستي.
شنا کردن در جهت جريان آب، از عهده ي ماهي مرده هم برمي آيد.
تقدير هميشه و همه جا اتفاق مي افتد، هرچه زودتر با آن هماهنگ شويد به نفعتان است.
برنده ها کارهايي را انجام مي دهند که بازنده ها اصلاً دوست ندارند انجام دهند.
موفقيت از روز تولد به شما تعلق گرفته، فرق در نتيجه انحراف از مسير زندگي متعادل شماست.
بزرگ ترين اشتباه ترس از اشتباه است.
تنها پنير مجاني فقط در تله موش پيدا مي شود؛ براي موفقيت بهايش را بايد بپردازيد.
ده برابر زماني که حرف مي زنيد، بخوانيد و گوش دهيد.
به اين ترتيب در مسير آموختن و پيشرفت قرار مي گيريد.
زندگي به ما همان چيزي را مي دهد که از آن انتظار داريم، نه کمتر نه بيشتر.(حکايت دولت و فرزانگي)
حرف حق در انسان تأثير مي گذارد حتي اگر با آن مخالفت کند.
تصور انسان از ترس هميشه بدتر از خود ترس است.
تقدير به کسي روي مي آورد که به کار اعتقاد دارد نه به تقدير.
اگر دو خرگوش را دنبال کنيد هيچ کدام را نخواهيد گرفت.
وقتي وظايف خود را انجام مي دهيد ديگران از شما نيرو مي گيرند. (رندي گِيج)
داناترين مردم کسي است که شک و گمان هيچ گاه يقين او را از ميان نبرد.(حضرت علي)
عظمت بايد در نگاهتان باشد نه در چيزي که به آن مي نگريد. (آندره ژيد)
خدايان آماده ي اطاعت از شما هستند پس بطلبيد که خواهيد گرفت..
از آجرهايي که به سمتتان پرتاب مي شود بنايي محکم بسازيد.
خواندن کتابهاي خوب، مکالمه با مردان شرافتمند گذشته است.
....آنجا و آنچه را که هستي، افکار و باورهايت رقم زده اند.
افکار و باورهايت را تغيير بده، تا آنجا و آنچه را که هستي تغيير دهي.
بدترين الفاظ اينها هستند: نمي توانم و نمي دانم و نمي شود. (ناپلئون بناپارت)
آرزوهاي تو مهم تر از درآمد تو هستند. (زيگ زيگلر)
داشتن پشتکار، تفاوت ظريف بين شکست و کاميابي است. (ديويد سارنف)
فاصله ي نداشتن و داشتن فقط يک خواستن است.
موفقيت آن است که پس از آنکه ديگران وا دادند، تو تسليم نشوي. (ويليام فدر)
براي رسيدن به قله کوه قبل از برداشتن هر ابزاري، اول اراده ات را در کوله ات بگذار!

 بزرگترين رمز موفقيت با هم بودن است

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/04/21ساعت 10:15  توسط یه همکار ودوست  | 

جلب موفقیت

 محبت زمانی از راه میرسد که کمتر از هر موقع دیگر انتظارش را داریم و در جستجوی آن نیستیم . شکار عشق هرگز یار درست را به ارمغان نمی آورد . تنها عطش و بدبختی می آفریند . عشق هیچگاه برون از ما نیست ; درون ماست .

  هرگز اصرار نورزید که عشق بی درنگ بیاید . شاید هنوز آماده آن نیستید یا هنوز آن قدر پرورش نیافته اید که عشقی را که میخواهید به سوی خود جذب کنید.

  صرفا به خاطر بی کسی , هر کسی را نپذیرید . معیارهای خود را تعیین کنید . چگونه عشقی را میخواهید به سوی خود فرا خوانید؟ از ویژگیهایی که براستی در ارتباط عاشقانه می جویید , فهرستی تهیه ببینید . این ویژگیها را در خود بپرورانید تا شخصی را به سوی خود بکشانید که صاحب این ویژگیها باشد .

  می توانید بیازمایید که چه چیز عشق را از شما دور نگاه می دارد. آیا مشکل , انتقاد است یا احساس بی ارزش بودن یا معیارهای نا معقول یا تصاویر هنر پیشه ها وستاره های سینما یا ترس از صمیمیت یا این اعتقاد که شما دوست داشتنی نیستید؟

  وقتی عشق از راه میرسد, برایش آماده باشید . زمینه را فراهم کنید و آماده باشید تا عشق را بپرورانید . لبریز از محبت و مهر باشید تا دوست داشتنی شوید . با آغوش گشاده پذیرای عشق باشید .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/04/21ساعت 10:2  توسط یه همکار ودوست  | 

.

 

هر کدام از این جملات زندگی شما را متحول خواهد کرد

 

۱. سعي كنيد همه چيز را آسان بگيريد ، به جز مواردي كه مربوط به زندگي و مرگ است .

جكسون براون

 

2. تنها همنشين عشق ،...

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/03/22ساعت 17:34  توسط یه همکار ودوست  | 

نحوه تعيين و دستيابي به اهداف شخصي

نحوه تعيين و دستيابي به  اهداف شخصي

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/03/22ساعت 17:31  توسط یه همکار ودوست  | 

موفقیت

موفق باشید....
هرگز از اینکه در مواقع لزوم قدم جسورانه ای برداشته اید نهراسید. جاه طلبی برای دستیابی به موفقیت باید با دو ویژگی احساس اعتماد و فضیلت همراه گردد. از برقراری رابطه و همکاری با  افراد معروف و مهم نترسید.هنر  عرضه فکر خود را بیاموزید. یعنی این توانایی را در خود ایجاد کنید که دیگران را به شنیدن افکار و عقایدتان علاقمند کنید .به  دوستان خود کمک کنید که بهتر و بهتر شوند . خیلی از آنها فقط یک تلنگر و راهنمایی را برای خوب شدن نیاز دارند . از شکست نهراسید . اشتباهات خود را بپذیرید. شکست مقدمه انجام کار درست و پیروزی است . از فرصتهای بدست آمده بیشترین استفاده را بکنید . همیشه به دنبال تغییر و بهبود باشید . مشکلات شانسهای موفقیت شما هستند. شبکه ارتباطی قوی با همه آنهایی که مرتبط با کار شما هستند برقرار کنید . بر زمان محدودی که داریداعمال مدیریت درست داشته باشید . از الگوهای موفق بهره بگیرید . به متوسط بودن اکتفا نکنید . افراد توانا را دور خود جمع کنید . کیفیت بهتر در ارائه خدمات و محصول را مد نظر قرار دهید . در بحرانها با تفکر و رعایت همه جوانب سریع عمل کنید . بعد از  شکست به سرعت به پا خیزید. یک نتورک(زندگی) شاد رمز اصلی موفقیت شماست .
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/03/22ساعت 17:13  توسط یه همکار ودوست  | 

خلاقيت را در چيزهاي عادي جستجو كن

  خلاقيت را در چيزهاي عادي جستجو كن
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/03/22ساعت 16:24  توسط یه همکار ودوست  | 

وقت امتحانات دانشگاه است احتمالا نتوانم زیاد با سایت کار کنم پیشاپیش عذر خواهی میکنم

                                                         حسینی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/03/17ساعت 16:25  توسط یه همکار ودوست  | 

بزرگ فکر کن اما از کوچک اغاز کن
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/03/10ساعت 16:0  توسط یه همکار ودوست  | 

یک مقله قدیمی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/03/10ساعت 15:52  توسط یه همکار ودوست  | 

تمام آدمها دوست دارند به بهشت بروند ولی از مردن می ترسند . برای رفتن به بهشت ابتدا بايد مرد .
پس۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
+ نوشته شده در  شنبه 1385/03/06ساعت 17:27  توسط یه همکار ودوست  | 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/03/06ساعت 17:22  توسط یه همکار ودوست  | 

در مورد فالو

 حتما بخونید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1385/03/06ساعت 17:19  توسط یه همکار ودوست  | 

یک داستان

 شاید داستان خوبی باشد پس از ذست ندهید
موفق باشید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1385/03/06ساعت 17:7  توسط یه همکار ودوست  | 

قابل توجه اونهای که دایرکتهایشان را دوست دارند

مواظب عادات دایرکت های خود باشید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1385/03/06ساعت 17:2  توسط یه همکار ودوست  | 

بزرگ فکر کنید

  

                      حسینی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/03/02ساعت 8:47  توسط یه همکار ودوست  | 

تست استرس

  تست استرس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این تصویر یک عکس متحرک نیست . این عکس برای تست سطح فشار روحی شما کاربرد دارد .

اگر شما آنرا متحرک می بینید به این معنی است که شما تحت فشار روحی هستید .

میزان سرعت حرکت تصویر سطح فشار روحی شما را نشان می دهد . هرچه حرکت سریع تر باشد , میزان فشار روحی شما بیشتر است .

بیشتر بچه ها و افراد مسن یک تصویر ثابت را می بینند .

اگر شما تصویری با حرکت آهسته مشاهده می کنید , به این معنی است که شما غالب

اوقات مقداری  فشارعصبی دارید .

خود را با این تصاویر چک کنید تا بتوانید خودتان را بهتر بشناسید .

گاهی خوب است که یک مقدار مشخصی استرس داشته باشید . که ما را جهت بهتر شدن حرکت بدهد , امااسترس زیاد می تواند موجب صدمات جسمی و روحی بشود .

و در صورتی که تصاویر را با حرکتی سریع مشاهده می کنید , برای آرامش خودتان تلاش کنید .

   هیچ کس لیاقت اشک ها ی تو را  ندارد و کسی که چنین لیاقتی را دارد هرگز باعث اشک ریختن تو نمی شود .

                               حسینی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/03/01ساعت 16:37  توسط یه همکار ودوست  | 

 اساسی ترین اصول موفقیت در هر کار گروهی :

                                دوستدار موفقیت شما

                                   گروه نتورک کامیاران


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/03/01ساعت 16:29  توسط یه همکار ودوست  | 

 نکتهای بزرگ از کتاب

"مديريت نگرش"

 نوشته ي

"جان ماكسول"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/03/01ساعت 16:26  توسط یه همکار ودوست  | 

دوستان سلام

آنچه ليدر ها بايد بخوانند و بايد بدانند

متاسفانه به محض اين‌که اندکي دولت در قبال نت ورك، کوتاه مي‌آيد؛ شاهد  رشد دست‌هاي غيراصولي مي‌شويم که اين موضوع اصلا خوش‌آيند نيست. گسترش دست‌هاي غير اصولي از هر لحاظ «مضر» است. اصولا هر کاري، استراتژي‌هاي خاص خودش دارد و چنان‌چه رعايت نشوند؛ نه تنها موفقيت‌آميز نيستند؛ بلکه مي‌توانند براي ديگران نيز مضر و خطرناک شوند. اینجا ۹ مشخصه از مشخصات دست‌هاي غير اصولي را خدمتتان عرض می کنم. هر دستي که يک يا چند مشخصه‌ي زير را داشته باشد قطعا غير اصولي است و مراقب باشيد تا به دام آن‌ها گرفتار نشويد دوستان اگر مشخصات بيشتري خاطرشان هست لطفا به ما هم بفرمايند :

۱- کسي که شما را دعوت مي‌کند؛ از آشنايان شما نباشد: مطمئنا کساني در اين سيستم موفق مي‌شوند که با افراد تحت نفوذشان(مثل خانواده و دوستان نزديک يا صميمي) کار کنند. البته اگر کسي به اين کار ايمان نداشته باشد؛ قطعا ترجيح مي‌دهد که غريبه‌ها را واردش نمايد. در يک دست اصولي، بالاسري باور دارد و مطمئن است که اين يک سيستم سودده مي‌باشد؛ و چون مي‌خواهد خودش به سود برسد و دو نفر از عزيزانش نيز به سود برسد؛ هرگز سراغ غريبه‌ها نمي‌رود.  مگر اینکه شما را هم از دوستان نزدیک و صمیمی خود بداند.

۲- دعوت کننده، خودش شخصا طرح را برايتان توضيح دهد: از آن‌جا که در يک دست   اصولي، افراد ازسمت بالاسري‌ها حمايت کامل مي‌شوند لذا اشخاص تازه وارد، هرگز خودشان شخصا کار معرفي را انجام نمي‌دهند و اين را بر عهده‌ي بالاسري‌هاي باتجربه‌تر مي‌گذارند و افراد بالاسري، از آن‌جا که سود زيرمجموعه‌هايشان تضميني بر سود خودشان است؛ لذا با کمال ميل و بدون منت اين کار را براي زيرمجموعه‌ها انجام مي‌دهند .

۳- دعوت کننده از روش‌هاي سنتي مثل بيلبرد، آگهي، اينترنت، وبلاگ و ... براي تبليغات و جذب افراد جديد استفاده نمايد: تبليغات سنتي در سيستم نت‌ورک مارکتينگ منسوخ شده است. اگر تبليغات در اين کار موثرتر بود؛ خود   کمپاني اين کار را انجام مي‌داد. لذا دست‌هاي اصولي هرگز از تبليغات سنتي استفاده نمي‌کنند و نيازي به آن ندارند .

۴- مراسم معرفي کار به صورت گروهي(البته در ايران) برگزار شود: بيش از پنجاه سال تجربه در کار نت‌ورک مارکتينگ مي‌گويد جلساتي که افراد به صورت تکي دعوت مي‌شوند به مراتب نسبت به جلسات گروهي، موثرتر است. در دست‌هاي غير اصولي از آن‌جا که آموزشي در کار نيست؛ کارشان بر اساس تمرکز است؛ لذا تعداد کمي هستند که از مهارت در معرفي (پرزنتيشن) برخوردارند و هميشه از اين لحاظ در مضيقه قرار دارند و جهت صرفه‌جويي در وقت (از روي اجبار و يا عدم توجيه!) جلسات پرزنت گروهي برگزار مي‌شود. اما در دست‌هاي اصولي چون که کار بر اساس تکثير است لذا آموزش‌ها از مهم‌ترين فاکتورهاي موفقيت در اين دست‌ها محسوب مي‌شوند. افراد سعي مي‌کنند که روش معرفي کار را بياموزند و به زير مجموعه‌هاي خودشان آموزش بدهند و به طور متوسط از هر 5 نفر اعضاء، يک پرزنتر (کسي که توانايي معرفي کار به طور کامل و اصولي را دارد) وجود دارد. چنان‌چه پرزنتر را سرشاخه فرض کنيم، دو نفر زير دستش و زير دست هر کدام از آن دو نفر، چهار نفر در انتها قرار مي‌گيرد که بايد هر کدام دو نفر را به زيرمجموعه‌ي خودشان وارد کنند. پس پرزنتر با صرف کم‌تر از چهار ساعت  در روز مي‌تواند براي هرکدامشان هفته‌اي چهار پرزنت، برگزار نمايد. لذا در دست‌هاي اصولي نيازي به برگزاري جلسات پرزنت گروهي حس نمي‌شود. البته ممکن است عده‌اي اشکال کنند که «چرا در خارج از ايران جلسات پرزنت گروهي توسط خود کمپاني برگزار مي‌شود؟» پاسخ اين است که خود کمپاني نيز معتقد است که جلسات غيرگروهي موثرترند و البته در شرايطي پرزنت‌هاي گروهي نيز امکان‌پذير  است اما آن‌چه که تجربه در ايران نشان داده؛ پرزنت‌هاي گروهي «فعلا» در «ايران» کارايي ندارند و دست‌هاي اصولي اين موضوع را مي‌دانند و خوب رعايت مي‌کنند .

۵- معرفي در اماکن گران‌قيمت مانند هتل‌هاي چند ستاره‌اي انجام شود: افرادي که در دست‌هاي اصولي آموزش مي‌بينند مي‌دانند که بايد کار را به ساده‌ترين وجه ممکن انجام داد. براي معرفي وست ويژن، به راحتي مي‌توانند از محل زندگي خودشان يا محل زندگي دوستانشان يا يک کافي‌شاپ معمولي استفاده کنند. اينکار باعث مي‌شود که شخص دعوت شده، با خيالي راحت بگويد که من هم مي‌توانم اين کار را انجام دهم و من هم مي‌توانم با داشتن يک جلد کاتالوگ، و با يک قلم و کاغذ در خانه‌ي خودم يا خانه‌ي دوستم، يا در يک کافي‌شاپ معمولي، براي كمپاني مشتري پيدا كنم تا محصول بخرند و براي خودم درآمدزايي داشته باشم

 ۶- به شما بگويند که يک کار بسيار راحتي است که ظرف مدت کوتاهي پولدار مي‌شويد: نت‌ورک مارکتينگ(حداقل وست ويژن) آموزش‌هاي ساده‌اي دارد که لزوما نيازي به استعدادهاي خاص يا تحصيلاتي بالا ندارد. اما در عين حال کار راحت و بي‌دردسري هم نيست و لازم است که وقت و انرژي روي آن گذاشته شود. کساني که در اين کار، وقت و انرژي نگذارد؛ پس از ورود به سيستم سود چنداني  نخواهند کرد. در اين سيستم حداقل بايد به مدت يک‌سال زحمت کشيد تا پولدار شد. اين سيستم راه سريعي براي پو‌دار شدن نيست؛ بلکه راهي مطمئن است. کساني که اين موضوع را نمي‌دانند؛ لذا از لحاظ آموزشي ضعيف هستند و اگر  مي‌دانند اما عمل نمي‌کنند؛ پس اصل صداقت را زير پا گذاشته‌اند و ورود به دست ايشان اصلا توصيه نمي‌شود .

۷- به شما بگويند که يک محصول بخر و پولدار بشو. پول از تو و کار از ما: راز موفقيت در اين سيستم اين است که هر کس  حداقل دو مشتري بياورد. (نه بيشتر!) يعني زماني که شما دو مشتريتان را از ميان بهترين دوستان يا خويشاوندانتان وارد نموديد؛ سپس موظفيد که به ايشان کمک کنيد و آموزش‌هاي لازم را بدهيد تا ايشان هم مثل شما بتوانند دو مشتري از به‌ترين  دوستان و خويشاوندانشان را بياورد. شما پله به پله تمام آموزش‌هايي که از بالاسري‌تان مي‌گيريد را به اين دو نفر منتقل مي‌کنيد و ايشان نيز همين کار را با دو نفرهايشان مي‌کنند. شما تا مي‌توانيد دو نفرتان را در اين کار حمايت مي‌کنيد. همان‌طوري که بالاسريتان از شما حمايت کرد. و پس از مدتي مي‌بينيد که يک مجموعه‌ي چندهزار نفري داريد و هفته‌اي پانصد تا يك ميليون و نيم هزار تومان پاداش دريافت مي‌کنيد. کامپيوتري که پاداش هاي هفتگي شما را محاسبه و به حساب شما واريز مي‌کند؛ برايش فرقي ندارد که مشتريان جديد را خودتان آورده باشيد يا اينکه آن‌ها را اعضاي زيرمجموعه‌تان آورده باشند. پس نيازي نيست که شما مرتب دنبال افراد جديد بگرديد(نبايد اين کار را بکنيد!) در مجموعه‌هاي اصولي افراد، انرژي و پتانسيل خود را صرف دو نفرهاي خودشان مي‌کنند و ايشان را حمايت مي‌کنند تا دو مشتريشان  را معرفی کنند. اين کار کمي صبر و حوصله و ميزان معقولي وقت و انرژي مي‌خواهد اما مطمئن خواهيد بود که شما به جاي دريافت سودي کم و مقطعي، سال‌هاي سال پاداش هاي عالي دريافت  مي‌کنيد. پس هرگز در دست‌هاي اصولي، به شما اين را نخواهند گفت که «فقط يک محصول بخر و پولدار بشو ... پول از شما و کار از ما ! »

۸- به شما بگويند بيا و تا مي‌تواني مشتري جديد را به زير مجموعه‌ات معرفي کن تا پاداش بيش‌تري بگيري: همان‌طور که در مورد قبلي توضيح دادم در يک دست اصولي، هرگز بالاسري به طور معمول دنبال مشتري جديد براي زيرمجموعه‌ي شما نمي‌گردد بلکه از شما حمايت مي‌کند تا بتوانيد دو مشتري  از دوستان صميمي يا خويشاوندانتان را وارد اين مجموعه کنيد لذا شما هم نبايد هر روز دنبال مشتري جديد باشيد. بلکه فقط دو نفر! و با همان دو نفر و حمايت از آن دو نفر و آموزش دو نفر، موفق خواهيد شد. و اين(محدوديت نفر گرفتن) اولين استراتژي است .

 ۹- از پک آموزشي خبري نباشد: در دست‌هاي اصولي، شخص تازه‌وارد توسط بالاسري‌ها آموزش مي‌بيند و يک بسته‌ي آموزشي در همان ابتداي ورود یا بتدریج دريافت مي‌کنند که معمولا شامل جزوه ي معرفي محصولات كمپاني و پكيج هاي آن است، جزوه ي طرز خريد و استفاده از سايت ،  ايميل سازي و شناخت سايت هاي خبري شركت و اگر معرف نسبت به اين‌ها اظهار  بي‌اطلاعي نمود پس دستش غير اصولي است. اين کار يک سري استراتژي‌هايي دارد که با تجارت‌هاي سنتي تفاوت زيادي دارد. البته آموزش استراتژي‌هاي اين کار نسبت به استراتژي تجارت‌هاي سنتي بسيار ساده‌تر است. اين تجارت يک سري آموزش‌هاي مقدماتي و تکميلي دارد. به عنوان مثال در آموزش‌هاي مقدماتي شما ياد مي‌گيرد که :

- اهدافتان از ورود به اين سيستم را طبقه‌بندي نماييد.

- از ميان تمام دوستان، اقوام و خويشاوندان کدام دو نفر را در اولويت قرار   بدهيد که با يک معرفي درست و پيگيري اصولي وارد مجموعه بشوند.

- چطور بتوانيد آن دو نفر را تک به تک، به جلسه‌ي معرفي محصولات كمپاني(معرفي) بياوريد .

- پس از پرزنت چطور بتوانيد به آبجکشن‌ها(ايرادات) ايشان پاسخ بدهيد و ديد ايشان را که به خاطر جو منفي جامعه، منفي شده است؛ مثبت کنيد.

- نکاتي ساده و در عين حال مهمي در زمينه‌ي روان‌شناسي ياد مي‌گيريد .

- اگر دوستتان تصميم به خريد محصول گرفت چطور بتوانيد با بررسي اهدافش در او  ايجاد تعهد نماييد .

- چطور بتوانيد به دوستتان آموزش بدهيد و از او در گرفتن دو مشتريش حمايت کنيد .

- چطور بتوانيد مجموعه‌ي خود را طوري راه‌بري کنيد که آموزش‌ها اولويتشان را از دست ندهند .

دوستدار موفقیت شما

                               حسینی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/03/01ساعت 16:20  توسط یه همکار ودوست  | 

نتورک مارکتینگ به چه معنی است

 

ريچارد پو نتورك ماركتينگ را در دو معني خلاصه مي كند: خواستن و تعهد. افراد را هم در سه دسته تقسيم بندي مي كند:

الف : تعهد به خود و خواسته هاي خود .

ب : تعهد به شغل و كار خود .

ج : تعهد به مجموعه ي خود و تك تك اعضاي مجموعه خود .

پو دوام يك مجموعه را در ساختن افرادي با داشتن هر سه نوع تعهد ميداند و افراد را چه در جامعه و چه در مجموعه نتورك به 3 دسته تقسيم ميكند :

دسته اول :

افرادي كه هر سه نوع تعهد را دارند و فقط اين دسته افراد هستند كه دوام يك كمپاني را تضمين ميكنند ، نه قيمت پايين اوليه ورود و نه كمسيون دهي كمتر يا بيشتر .

دسته دوم :

افرادي هستند كه خودبيني و خودخواهي را به تعهد به خود تعبير ميكنند و از جامعه و نتورك فقط براي پول درآوردن استفاده ميكنند . اين افراد تعهدي نسبت به افراد مجموعه خود ندارند و در صورتي كه احساس كنند از جاي ديگر امكان بهره برداري بهتر ميباشد مجموعه خود را رها كرده و وارد مجموعه اي ديگر ميشوند و تعهد نسبت به مجموعه خود و افراد آن را به تعصب تعبير ميكنند .

به گفته اين افراد نتورك جاي پول درآوردن است و به هيچ چيز نبايد تعصب بيجا داشت اگر دير بجنبي عقب ميماني !! آنها به اين فكر نمي كنند كه هر كدام از افرادي كه وارد مجموعه آنان شده اند براي ورود هزينه كرده اند و بايد نتيجه بگيرند .

دسته سوم :

افرادي هستند كه نه به خود متعهد هستند و نه به ديگران . اين دسته افراد در جامعه روزمرگي ميكنند و در نتورك به ابزاري براي به سود رسيدن دسته دوم تبديل ميشوند . اين افراد معمولا ابزار خود را براي رسيدن به موفقيت بيشتر ، شانس و اقبال ميدانند . )

با امید پیش می رویم وموفق میشویم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/03/01ساعت 16:12  توسط یه همکار ودوست  | 

سلام

این هم جوابیه مای سون به نامه من که چند روز پیش فرستادم

خدایی مای سون زده رو دست همه...............

We have done all we can to make it easier for Iranian customers to continue with M7D business.
 
As for the adverse news on network marketing against companies operating in Iran, M7D has made some changes in its system to cater for the needs of Iran market. Are you aware of it? These changes were made especially for the Iranian market to enable customers to continue with the business without violating Iran government authorities' regulations.
 
We have introduced the option for Full Payment whereby customers can purchase the pair of diamonds up-front and still become a customer and continue with the business. In this way there is no violation at all. The other option is that of the Cooling Off period. Here new sign-in customers are given 48 hours to confirm whether they want to proceed with the business or not. We also have the Independent Marketer for those who want to purchase the diamonds and still earn commissions but not becoming a customer with a business account with us. The difference is they don't have to do the business out-right but earn commissions. Please click on the link at the home page to know more.
 
We will be pleased to know from you and the rest on what further regulations and rulings were passed by the authorities so that we could make adjustments where possible. This will assist us in future planning.
 
Your cooperation on this matter would be highly appreciated.
 
Thank you.
 
Sincerely,
 
Customer Support

+ نوشته شده در  شنبه 1385/02/30ساعت 16:56  توسط یه همکار ودوست  | 

بزرگ فکر کنید

همیشه سعی کنید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1385/02/23ساعت 17:52  توسط یه همکار ودوست  | 

     راستی بچهها تا به حال این لیک رو دیدید

             https://www.my7diamonds.com/about_us/mlmia.asp

                 حسینی

+ نوشته شده در  شنبه 1385/02/23ساعت 17:46  توسط یه همکار ودوست  | 

هر روز صبح يك دقيقه وقت براي خودتان كنار بگذاريد ، بنشينيد و فكر كنيد.
يك دقيقه وقت بگذاريد و كاربزرگی براي ارج نهادن به خود انجام دهيد.
يك دقيقه وقت بگذاريد و بر آن شويد كه امروز را از افسوس هاي گذشته پاك كنيد.
يك دقيقه وقت بگذاريد و نگذاريد كه چيزهاي كوچك شادماني شما ر ا بر هم بزند.
يك دقيقه وقت بگذاريد و اثرات حرف هاي غير منصفانه را از بين ببريد.
يك دقيقه وقت بگذاريد تا از افكار منفي خلاص شويد.
يك دقيقه وقت بگذاريد و تجربه اي لذت بخش را به خاطر بياوريد.
يك دقيقه وقت بگذاريد و تصميم بگيريد كه از هيچ كس انتظار تشكر نداشته باشيد
يك دقيقه وقت بگذاريد و بر آن شويد كه اجازه ندهيد كسي در شما احساس حقارت به وجود بياورد
و بلأخره آخرين دقيقه روز خود را به اين اختصاص دهيد كه تصميم بگيريد به هيچ وجه در مورد آنچه ديگران ممكن است درباره شما بگويند يا فكر كنند نگران نباشيد.

زمان آن فرا رسیده که بدانی برای یافتن آن چه که همیشه آرزومند آن بوده ای، هیچ وقت دیر نیست.»

+ نوشته شده در  شنبه 1385/02/23ساعت 17:43  توسط یه همکار ودوست  | 

یک مقاله تخصصی

سلام

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

نقش تجارت الكترونيك در ايجاد مزيت رقابتي با توجه به مدل پورتر

 

 

چكيده


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1385/02/23ساعت 17:32  توسط یه همکار ودوست  | 

مجموعه خود را بر ستونهای متزلزل بنا نکنید
برای ساختن سازمان جهانی، قدرتمند و همیشگی باید ستونهایی بسیار قدرتمند داشته باشید. ستونی که هرگز فرو نریزد. ستونهایی که وابسته به جایی نباشد، ستونهایی که کسی نتواند تاثیری روی آن بگذارد.

متاسفانه بارها و بارها مشاهده شده که اعضای مای سون به ستونهای بسیار متزلزلی اکتفا کردند که هر لحظه امکان فرو پاش آنها وجود داشته و حتی فرو پاشیده!

وقتی که دفتر نمایندگی تهران چند سال گذشته شروع به کار کرد، خیلی ها به آن امید بستند و حتی بعضی به آن وابسته شدند در حالی که کار ما یک بیزینس جهانیست و به دفتر نمایندگی هیچ احتیاجی نداریم. فکر میکنید وقتی دفتر نمایندگی که وجود آن کاملا وابسته و تصمیم دولت داشت تعطیل شد چه اتفاقی افتاد؟ برای شاخه هایی که خیلی روی آن حساب باز کرده بودند شوک بزرگی وارد شد، خیلی ها را از دست دادند، و حتی شاخه های بزرگی با خاک یکسان شدند!! ولی شاخه هایی که مدام اعلام میکردند که ما به دفتر نمایندگی احتیاجی نداریم، بدون آن هم کار میکنیم، بود یا نبودش فرقی به حال ما نداره چطور؟ افراد این گروهها حتی تعجب هم نکردند. چون چیزی که بود یا نبودش به دولت ایران ربطی داشته باشه آینده مبهمی خواهد داشت!

همچنین زمانی که طرح ممنوعیت فعالیت به مجلس رفت، و شورای نگهبان آن را رد کرد، خیلی ها به این امید و آرزو و حتی وعده که ممنوع نخواهد شد، کار میکردند. و بعد از اینکه چند ماه بعد شورای نگهبان آن را ممنوع کرد (حداقل این طور اعلام شد) دست آنها واقعا از هم پاشید و برای آنها خیلی گران تمام شد. تنها به این دلیل که پایه های متزلزلی داشتند.ولی در عوض گروههایی که به همه مجموعه خود و تمام پرزنتها اعلام کردند که کار در همان مهرماه ممنوع شده، زندان دارد، جریمه نقدی دارد و ...، همچنان پرقدرت و بدون کوچکترین تعلیلی در سرعت به حرکت ادامه دادند و حتی رشد بیشتری هم داشتند چون بسیاری ازگروههاخوابیده بود!

اینها ستون مجموعه خود را تنها روی یک چیز نهادند. چیزی که فرو نمیپاشید، چیزی که کسی نمیتوانست تغییری در آن ایجاد کند، چیزی که به هیچ کس و هیچ چیز وابسته نبود. ستون مجموعه اینها تنها بینش و اعتقاد قلبی بوده و هست.

متاسفانه در حال حاظر هم این اتفاقات می افتد. دوباره گروههایی هستند که به فعال شدن دفتر نمایندگی امید دارند و روی آن حساب میکنند. به خیلی ها وعده میدهند که دفتر نمایندگی مسائل را حل میکند و ... که همه میدانیم همچین نگرشی به کجا خواهد رسید..

از این بدتر بعضی ها به مایسون امید دارند و میگویند "ممنوعیت مربوط به گلدکوئست بود نه مایسون !" پایه ای بسیار متزلزل. چون بدون شک در آینده بحث به وکیشن هم خواهد رسید و آنگاه است که دیگر  چیزی برای تکیه کردن وجود ندارد. (مگر تکنولوژی که آن هم همچین آینده ای خواهد داشت.)

همکاران من ما به نمایندگی و وکیل ،وکیشن، Office و ...هیچ احتیاجی نداریم. اگر اصولی کار کنیم. اگر با بینش و اعتقاد کار کنیم.چون همه آنها امکان فرو پاشی دارند.ولی بینش و اعتقاد نه!

پس یکبار دیگر تکرار میکنیم. ما به دفتر نمایندگی، وکیل و ... احتیاجی نداریم. اگر قرار است کسی کاری انجام بده خود ما هستیم. مهم نیست چه تعادلی داریم. حتی ۰/۰ !! این کار از روز اول در ایران ممنوع اعلام شده و خواهد بود. پس به هیچ چیز متزلزلی امید نبندید.

مردان دنیای آینده

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/02/14ساعت 11:8  توسط یه همکار ودوست  | 

بازار بازار هدف است

آیا میتوانی نیروی فکر را به جسم ( هدف ) تبدیل کنی ؟
با زار هدف داغ است  تو کجایی؟
دقيقا مشخص کنيد در هر حوزه از زندگی به خصوص در مورد وضعيت ماليتان چه ميخواهيد؟

        

براي اينكه موفق باشي ؛ بايد يك روياي مهم داشته باشي . يك تصوير ؛ يك هيجان سوزاننده ؛ يك كشش مغناطيسي . بايد چيزي بخواهي ؛ يك رويا ؛يك هدف كه انگيزه اصلي تو باشد . چيزي كه حرارت ؛ اشتياق ؛ تعهد و غرور داشته باشد و نياز به كار كردن شديد ؛ رفتن به دورها و انجام مشكلترين ها را در تو بيافريند . براي بدست آوردن چيزهايي كه در زندگي مي خواهي ؛ نياز به انگيزه ؛ حركت و انرژي خواهي داشت . مردمان موفق رويايي كه انگيزه كافي براي آنها باشد را دارند . بايد فكر كني و بايد روياپردازي كني .

              

نگاه كن ؛ امروز كجا هستي . فكر كن ؛ فردا دوست داري كجا باشي ؟ سپس يك نقشه اصلي براي رسيدن به آن طراحي كن .

     

همين الآن يك كاغذ برداريد و ده هدفي كه مي‌خواهيد در سال آينده به آنها برسيد ليست كنيد. اين هدف‌ها را به صورتي بنويسيد كه گويا يك سال گذشته است و آنها همگي به تحقق پيوسته‌اند. در نوشتن هدف‌هايتان از زمان حال و ضمير اول شخص استفاده كنيد، هدف‌ها بايد با صراحت و با قطعيت بيان شوند. با اين كار ذهن ناخود آگاه شـما بيدرنگ آنها را تأييد ميكند. براي مثـال مينويسيد: « من ... تومان در آمـد دارم. » يـا « وزن من ... كيلو گرم است. » و يـا « من سوار اتومبيل ... هستم. »

سپس ده هدفي را كه نوشته‌ايد مرور كنيد. از ميان آنها هدفي را انتخاب كنيد كه رسيدن به آن بيشترين تأثير را در زندگي شما مي‌گذارد. اين هدف هر چه كه هست آن را روي يك برگ كاغذ بنويسيد، براي رسيدن به آن مهلتي تعيين كنيد، برنامه‌ريزي كنيد طبق برنامه دست به كار شويد و هر روز براي دست‌يابي به هدف مورد نظر كاري انجام دهيد. همين تمرين به تنهايي مي‌تواند زندگي شما را دگرگون كند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/02/14ساعت 10:52  توسط یه همکار ودوست  |